خلاصه داستان: شو شیائو از بچگی توی خانوادهای بزرگ شد که کارشون مرمت آثار قدیمی بود. خودش خیلی بااستعداد بود ولی چون مغرور و سختگیر بود، کسی حاضر نمیشد باهاش کار کنه. یه روز اتفاقی با جائو شیائو سن آشنا شد؛ دختری آروم و درونگرا که رویای مرمتگر شدن داشت...