خلاصه داستان: فرمانده جنگی هلیان ژنگ برای انتقام از مرگ مادرش بازمیگردد، ناپدریاش را اسیر میکند و خواهر ناتنی محبوبش، هه آن ران، را به ازدواج با خود مجبور میسازد. در این میان، مو یو تانگ، که روزگاری به او نزدیک بود اما به خاطر اعمالش ناتوان شده، دوباره ظاهر میشود،و پشت چهرهای آرام و دلفریب، کینهای عمیق را پنهان میکند. در همتنیدگی عشق و انتقام، سرنوشت آنها دستخوش تحولی بزرگ میشود