خلاصه داستان: برای شکستن یک طلسم قدرتمند و نجات قبیلهاش، لو چیانچیاو دوباره در قالب یک انسان متولد میشود و بهطور مخفیانه با شین می، یک کشتگر (تمرینکنندهی نیروهای روحی) با استعدادی ویژه که خود نیز گرفتار سرنوشتی نفرینشده است، ازدواج میکند. آنچه در ابتدا تنها مأموریتی برای بقا به نظر میرسد، بهتدریج آنها را درگیر خیانت، از دست دادن حافظه و احساساتی رو به رشد میکند. در حالی که آنها از آزمونهای مرگبار عبور میکنند، حقیقت سرنوشتهای گرهخوردهشان نیز آشکار میشود.
خلاصه داستان: در خاندانی که نابغهها هم قدرتمند و هم تحت فشارند، «جی مینگ یوئه» ناخواسته ملکه میشود. همراه با «هه لیان جین» از طایفهای بردهشده، در میان خیانت و جنگ، مسیر خود را پیدا میکنند. آنها دست به دست هم، در برابر فساد حکومتی میایستند و برای تغییر سرنوشت امپراتوری، خودِ امپراتور را به چالش میکشند.
خلاصه داستان: این برنامه دربارهی نوجوانانیه که اولین تجربههای عاشقانه شون رو میگذرونن، در حالی که والدین با نگاههای متفاوت و گاهی خندهدار شاهد ماجرا هستن. ترکیبی از عشق، خانواده و یادآوری جوانی برای نسلهای مختلف.
خلاصه داستان: گوجینژائو پس از سالها دوری از خانواده به خانه برمیگردد و از دختری بیخیال به بانویی نجیب و با نفوذ تبدیل میشود. وقتی بحث ازدواج پیش میآید، سنتها را کنار میگذارد و به باورهای خودش درباره عشق پایبند میماند. اما حالا چند مرد وارد زندگیاش شدهاند؛ هرکدام آیندهای متفاوت پیشنهاد میدهند. گوجینژائو سرانجام کدام را انتخاب میکند؟
خلاصه داستان: لان ههوی تنها وارث گروه بزرگ لان هه بعد از اینکه والدینش تو یه تصادف مشکوک میمیرن دچار شوک عصبی و فراموشی میشه. لین موچینگ که به دنبال انتقام از خانوادههای قدرتمند (از جمله خانواده لین ئه) و بازپسگیری میراثیه که فکر میکنه ازش سلب شده، از وضعیت ههوی سوءاستفاده میکنه و وانمود میکنه که شوهر قانونی اونه. اما ماجرا به همین سادگی پیش نمیره لان ههوی با وجود از دست دادن حافظه، زنی بسیار باهوش و جسوره و به راحتی اجازه نمیده کسی اونو کنترل کنه. رابطه اونا به یه بازی موش و گربه تبدیل میشه که توش مرز بین فریب و واقعیت، و انتقام و عشق به مرور محو میشه.
خلاصه داستان: داستان درمورد تک پسر به میلیاردر بزرگه که در بدو ورودش به تایلند میفهمه نامزدش قراره با پدرش ازدواج کنه پسرک که بهش خیانت شده مورد حمله قرار میگیره اما دختر فقیری که درازای کمی پول پناهش داده نجاتش مبده کمی بعد با قتل مرد میلیاردر شرکت رو به دست میگیره و حالا دنبال پیدا کردن قاتل پدرشه
خلاصه داستان: "یه مان" عمدا به خواهرناتنیاش لو جو نزدیک میشود؛ اما این نزدیکی در واقع بخشی از یک نقشه حسابشده است. در همین حال، نامادری آنها تلاش میکند آبرو، جایگاه و موقعیت لو جو در خانواده را از بین ببرد. اما هرچه این کشمکش قدرت شدیدتر میشود، یه مان بهطور غیرمنتظرهای عاشق همان دختری میشود که قرار بود او را فریب دهد....
خلاصه داستان: یک رقابت جهانی شیرینی پزی است که در آن برترین استادان و استعدادهای خاص از سراسر جهان با سبکها، مهارتها و ایدههای متفاوت گرد هم میآیند تا در ماموریتهای هیجانانگیز برای کسب عنوان نهایی رقابت کنند و خلاقانهترین و جذابترین شیرینیها را خلق کنند.
خلاصه داستان: داستان بیشتر حول ناپدید شدن مرموز یه پدر و دختر جلوی آسانسور یوانلونگلی در سال ۱۹۹۷ میچرخه؛ پای یه زوج کارآگاه عجیبغریب وسطه. «هه یوان هانگ» وسط تغییر مسیر کاریشه و داره به آیندهی شغلش فکر میکنه. «ران فنگ شو» تازه از دانشگاه فارغالتحصیل شده و هنوز کنجکاو و سادهدل نسبت به همهچیزه. اولین پروندهی زندگیشون همین ماجراست؛ با یه جیپ زرد رنگ و یه بیل مکانیکی دستساز میافتن دنبال تحقیق. اما هرچی بیشتر میگردن، به حقایقی میرسن که زندگی خودشون رو زیر و رو میکنه.
خلاصه داستان: در کره جنوبی، خدمت سربازی برای همه مردان اجباری است. اما تعداد کمی از افراد برگزیده، مثل دانشجویان ممتاز پزشکی، میتوانند به جای آن، به عنوان پزشک سلامت عمومی خدمت کنند. این داستان آن گروه اندک و متمایز است. دو جی اوی، جراح پلاستیکی است که به جزیره دورافتاده پیوندونگدو اعزام میشود، جایی که هیچکس دلش نمیخواهد به آنجا برود. درست از همان روز اول، نشانههای شوم یکی پس از دیگری ظاهر میشوند. آیا او میتواند یک سال تمام در این جزیره جهنمی دوام بیاورد و جان سالم به در ببرد، یا قبل از اینکه دورهاش تمام شود، جزیره او را در هم میشکند؟