خلاصه داستان: بازیگر پارک بو گوم که در واقع مدرک آرایشگری هم دارد، به همراه دوستان بازیگرش لی سانگ یی و کواک دونگ یون یک سالن آرایش موقت در یک روستای دورافتاده راهاندازی میکند. آنها در این سالن، موهای اهالی روستا را اصلاح و مرتب میکنند و در کنار آن، با مردم محلی صمیمی میشوند، حس همدلی و اجتماع را تقویت میکنند و رابطههای نزدیکی میسازند. با وجود کلی اتفاق بامزه و دردسرهای پیش بینی نشده، این سه نفر با تمام دل و جان تلاش میکنند تا با هر اصلاح مو، تغییری کوچک اما واقعی در زندگی دیگران ایجاد کنند.
خلاصه داستان: داستان درباره یک دانش آموز دبیرستانی است که شب ها رمان عاشقانه مینویسد و ناگهان با نسخه های واقعی شخصیت های داستانش در مدرسه اش روبه رو میشود. حضور این معلم های متفاوت و جذاب، زندگی او را به مسیری پر از اتفاقات غیرمنتظره، هیجان و چالش های احساسی میکشاند.
خلاصه داستان: زنی که سه بار بیوه شده، با یه لانگ—پسر نامشروع یک سرمایهدار قدرتمند—ازدواج میکند و گمان میکند بالاخره معشوقی جوان و صادق پیدا کرده؛ اما خیلی زود وارد نقشهای پنهانی میشود. یه لانگ که در زندگی قبلیاش در روز عروسیاش مرده و حالا دوباره متولد شده، برای انتقام بازمیگردد، اما بار دیگر در جذابیت او گرفتار میشود. با درهمتنیدن عشق و تردید، رازهای عمیقتری فاش میشود و روشن میکند که شاید فرد دیگری در پشت صحنه همهچیز را هدایت میکند.
خلاصه داستان: دختری که سال ها با هدف انتقام زندگی کرده، درست زمانی که به هدفش نزدیک میشود حافظه اش را از دست میدهد. او در تلاش برای به یاد آوردن گذشته، به رازهایی خطرناک و حقیقتی شوکه کننده نزدیک میشود.
خلاصه داستان: سه مرد که زمانی بهترین در حوزه خود بودند، پس از حادثهای مرموز به جزیره دورافتاده یونگ سون کشیده میشوند. یک مأمور سابق اطلاعاتی، یک مأمور ویژه کره شمالی با حافظه ازدست رفته، و یک گانگستر افسانه ای، هرکدام در جستجوی حقیقت، گذشته گمشده یا انتقام هستند. با آشکار شدن راز آن حادثه، سرنوشت این سه مرد به شکلی خطرناک به هم گره میخورد.
خلاصه داستان: کانگ یونگ هو، رئیس گروه بزرگ چویسونگ و یکی از قدرتمندترین چهره های تجاری کره جنوبی است که بهتنهایی این امپراتوری را ساخته و به «خدای تجارت» معروف شده است. اما پس از یک حادثه غیر منتظره، روح او با هوانگ جون هیون، فوتبالیست جوانی که تازه به تیم اف سی چویسونگ پیوسته، جا به جا میشود. حالا کانگ یونگ هو در بدن هوانگ جون هیون، بهعنوان کارمند تازه وارد وارد گروه چویسونگ میشود و با ذهن نابغه یک تاجر بزرگ در جسمی جوان، سفری غیرقابلپیشبینی را آغاز میکند.
خلاصه داستان: یک مدیر شهری بهاجبار به همراه خانوادهاش به روستا نقل مکان میکند. در حالی که ابتدا برای بازگشت به زندگی قبلی تلاش میکنند، بهتدریج در دل زندگی ساده روستایی، معنای واقعی خوشبختی و اهمیت خانواده را پیدا میکنند.
خلاصه داستان: داستان درمورد دختری امروزیه که اتفاقی به دوره سلسله یونگ برمیگرده و تو جیم رقاصی مشهور چشم باز میکنه و حالا همونطور که مخفیانه درمورد ناپدید شدن چند رقاص سرای هوان یو تحقیق میکنه با یه ارباب جوان حقه باز هم دست میشه تا رازی خطرناک رو کشف کنن
خلاصه داستان: برنامه ای که در آن مجردهای هم سن و سال با شخصیتهایی قوی، متفاوت و منحصربهفرد که مدت هاست تنها زندگی کرده اند زیر یک سقف دور هم جمع می شوند تا در کنار حمایت از سبک زندگی فوق العاده و جذاب یکدیگر، خانهای مشترک را تجربه کنند.
خلاصه داستان: گروهی از مجردهای آماده برای شروع یک رابطه عاشقانه وارد خانه سیگنال میشوند تا عشق را پیدا کنند. اما همخانه ها فقط میتوانند از طریق پیامک به یکدیگر ابراز علاقه کنند. و یک پیچش جالب وجود دارد: همه پیام ها ناشناس هستند، یعنی دریافت کننده ها نمیدانند چه کسی برایشان پیام فرستاده و باید حدس بزنند چه کسی تلاش میکند با آنها ارتباط برقرار کند. یک پنل از سلبریتی های متخصص در زمینه عشق نیز حضور دارند تا نظرات خود را به اشتراک بگذارند، از جمله اعضای قبلی یعنی یون جونگ شین، کیم ای نا و لی سانگ مین، و همچنین مفسران جدید یعنی روی کیم و تسوکی از گروه بیلی.