خلاصه داستان: داستان بیشتر حول ناپدید شدن مرموز یه پدر و دختر جلوی آسانسور یوانلونگلی در سال ۱۹۹۷ میچرخه؛ پای یه زوج کارآگاه عجیبغریب وسطه. «هه یوان هانگ» وسط تغییر مسیر کاریشه و داره به آیندهی شغلش فکر میکنه. «ران فنگ شو» تازه از دانشگاه فارغالتحصیل شده و هنوز کنجکاو و سادهدل نسبت به همهچیزه. اولین پروندهی زندگیشون همین ماجراست؛ با یه جیپ زرد رنگ و یه بیل مکانیکی دستساز میافتن دنبال تحقیق. اما هرچی بیشتر میگردن، به حقایقی میرسن که زندگی خودشون رو زیر و رو میکنه.