خلاصه داستان: در نبردی دریاچه یخ، چو کیائو و ژوگه یوئه به دریاچهای یخزده سقوط میکنند و همه گمان میکنند ژوگه یوئه مرده است. چو کیائو که درگیر دسیسهها و جنگ قدرت شده، برای انتقام و برقراری عدالت میجنگد. در این مسیر، با کمک مردی مرموز به زنده بودن ژوگه یوئه مشکوک میشود، در حالیکه یان شون با بیرحمی جنگی بزرگ را میان چند پادشاهی شعلهور کرده است. اکنون چو کیائو باید میان انتقام، حقیقت و نجات سرزمینش تصمیم بگیرد.