خلاصه داستان: ژانگ یی، معاون وزارت دیوان بازبینی قضایی، کینهای خونین را در دل پنهان کرده و سالها در سکوت منتظر فرصت مانده است. در ظاهر، او با شن یوژی از گارد امپراتوری برای تعقیب و دستگیری مجرمان همکاری میکند و رابطهشان بهتدریج از تقابل به همراهی بدل میشود. اما در خفا، این ژانگ یی است که بهعنوان مغز متفکر، نخهای انتقام را در دست دارد. هنگامی که همه توطئهها به نقطه پایان نزدیک میشوند، تلهای که با وسواس برای عدالت طراحی شده بود، ناگهان بسته میشود. سرنوشت همه افراد در این لحظه به شکلی سهمگین به هم گره میخورد و در دل هزارتویی از جاسوسی و سایهها، همه چیز به یک انتخاب نهایی ختم میشود.