خلاصه داستان: داستان درمورد تک پسر به میلیاردر بزرگه که در بدو ورودش به تایلند میفهمه نامزدش قراره با پدرش ازدواج کنه پسرک که بهش خیانت شده مورد حمله قرار میگیره اما دختر فقیری که درازای کمی پول پناهش داده نجاتش مبده کمی بعد با قتل مرد میلیاردر شرکت رو به دست میگیره و حالا دنبال پیدا کردن قاتل پدرشه
خلاصه داستان: باشگاه ونزدی از بچه هایی تشکیل شده که احساس می کنند جایی پذیرفته نشدند و هیچکس به آنها توجهی نمی کند. هفت عضو این باشگاه یک قانون سفت و سخت دارند و اینکه هیچ یک از آنها نباید عاشق هم شوند…
خلاصه داستان: داستان در مورد دو مامور است که دوستان خوبی برای هم هستند و ماموریت هایشان را با هم انجام می دهند و همین با هم بودن باعث می شود تا عاشق هم شوند اما…
خلاصه داستان: پانگ با از دست دادن والدینش زندگی غم انگیزی داشت که باعث شد در خانه آرتیت زندگی کند. رویکرد دیوانه وار او تقریباً به قیمت آرتیت تمام شد که باعث شد او از او متنفر شود. او مجبور شد 6 سال خانه را ترک کند تا اینکه آنها دوباره ملاقات کردند. آیا آرتیت می بخشد یا متنفر...
خلاصه داستان: دختری مرموز و باهوش به نام نانو به مدارس مختلف منتقل می شود و دروغ ها و بد عملی های دانشجویان و اعضای هیئت علمی را از هر لحظه برملا می کند…
خلاصه داستان: پس از سال ها آزار، تور به عنوان سیلا ثروتمند برای انتقام مرگ مادرش باز می گردد. دوست دوران کودکی اش مینگتا او را می شناسد و برنامه های او را پیچیده می کند.
خلاصه داستان: یک ویروس ناشناخته ناگهان شهر را فرا میگیرد و مردم یکی یکی به زامبی تبدیل میشوند. گروهی از دانشجویان مجبور میشوند در دانشگاه پناه بگیرند و برای زنده ماندن، متحد شوند. آنها نه تنها با زامبیها روبرو هستند، بلکه باید میان همکلاسیها، خیانت و ترس نیز مبارزه کنند…
خلاصه داستان: جیرا یک میزبان بار بیست و نه ساله است - شغلی که هرگز برای خود تصور نکرده بود. فوگ، بیست و هشت ساله، یک مشاور املاک از خانوادهای ثروتمند است. آنها با هم سازگاری ندارند، که باید خوب باشد، زیرا هیچکدام به دنبال چیزی جدی با یکدیگر نیستند.