دانلود سریال Dear Hyeri 2024
با بازی شین هه سون و لی جین ووک
نام ها: هه ری عزیزم
محصول: ۲۰۲۴ کره جنوبی از شبکه ENA, Genie TV
ژانر: روان شناختی | عاشقانه | درام | ملودرام
تاریخ پخش: Sep 23, 2024
قسمت ها: ۱۲
روز های پخش: دوشنبه و سه شنبه
مدت زمان: ۶۰ دقیقه
جایگزین عالیجناب
بول شت که میگن همینه
دلیل این همه هیت رو متوجه نمیشم، درسته ضعف هایی داشت سریال ولی میخوام چندتا نکترو بگم که شامل اسپویل میشه:
شخصیت اصلی زن هیچ وقت با درد اصلی یعنی نبود خواهرش و عذاب وجدان خودش کنار نیومده بود. محبت افراطی که توی رابطش (فلش بک ها) حتی اینو به خوبی نشون میداد. و حتی سریع پیش بردن رابطش با مرد اصلی داستان. و هیچ وقت جفتشون نتونسته بودن خودشون باشن تو رابطه چه از طرف مرد داستان که خیلی کامل به نظر میرسید برای جو اون هو و چه برعکس که زن داستان خیلی احساستی و بروز دهنده نشون میداد خودشو و یقینا باعث احساس خفگی طرف مقابل، ( احساست واقعی فرق داره با حالت مریض گونه ای که از سر ترسه و فرد مقابل حسش میکنه) که همین باعث میشد هیچوقت تو تمام اون ۸ سال به هم درست نزدیک نشن که حتی راز ها و خانواده هم رو ببینن یا دردهاشون رو.
تو تمام اون هشت سال و حتی قبلش جو اون هو و همینطور مرد داستان رقابت میکردن چه با هم چه با بقیه افراد برای جایگاه و زندگی و خوب کی وقت میکنه درمان بشه. ولی بعد هشت سال زندگی (نمیگم باهم بودنشون چون دوتا مقوله جداعه- نمیدونم چقدر تجربه دارید ولی تو رابطه بودن هشت ساله و با هم زندگی کردن هشت ساله فرقشون زمین تا آسمونه و درد جداییشم یقینا متفاوته) تموم کردن بدون دلیل پسر داستان که درسته چون ازدواج نمیخواست بکنه بود، ولی جفتشون متوجه بهونه ی اون بودن که حتی دختره پس گرفت حرفشو باز پسره میخواست بره!
شکست زن داستانو که بعد خواهرش دل بسته بود با تمام اون محبت کردن های مریض گونه، حالا انگار تو صورتش میخورد همه درداش با هم و خیلی جالبه که تو فلش بک ها نشون میداد که حتی تو آغوش هیون اوه انگار منتظر درد بود.
و شکستنش بعد کات جوری بود یقینا که خیلی دردناک بود براش. چون فقط اون درد نبود دیگه (ماهیت درد همینه وقتی دردت میگیره درد های قبلیتم میان)
و یچیزیم بگم بعضی وقتا برای اینکه درد الانتو از یاد ببری یا حتی بفهمیش چرا انقدر درد داری میخوای دردی که قبلش داشتی و فکر میکنی اگه درستش کنی خوشحال میشی یا بهتر میشی رو درست کنی که زن داستان همین کارو کرد ولی از راه اشتباه جوری که کم کم خودشم باورش شد شخصیت خواهرشه.
(مثل کسایی که مشکل دارن تو رابطشون و فکر میکنن ممکنه از مشکل خانوادشون باشه و به اصطلاح برمیگردن و رابطشونو خوب میکنن با والدین برای اینکه بخوان از ریشه مشکل رو حل کنن)
خیلی دلایل داشت برای اینکارش که اگر تجربه نزدیک بهشو داشته باشید یقینا درک میکنید
اما اینکه چرا یهو خوب شد
یهو نبود، شاید زیاد بهش پرداخته نشد ولی کاملا منطقی بود
اون به عنوان هری تجاربی پیدا کرده بود که همون تجارب داشتن درمانش میکردن توی همون چهار سال
جوری نبود یهو به خاطر برگشت مرد داستان خوب بشه
سردردا
یا شناسایی هری یا حتی خاطراتی که میومدن و میرفتن
اون تو کل فیلم تو روند درمان بود
و حتی اخرش که در اخر رفت یکماه به عنوان هری زندگی کرد تو جنگل
اون تمام مدت از وقتی که هری شده بود دنبال خوشحالی بود
و پیداش کرد
ماموریت اون تموم شده بود
اون درکشو از خوشحالی پیدا کرده بود
رابطشوبا خواهرش یا خودش درست کرده بود
و از همه مهم تر خودشو بخشیده بود
و این شد که تونست خودش باشه کنار مرد اصلی داستان چون پیش مرد دوم داستان هری خودش بود و دیده شده بود، فهمیده بود ادما میتونن عاشق خود واقعیش بشن.
من به شخصه اواسط داستان خیلی دوست داشتم به پسر دوم برسه مخصوصا اونجاش که گفت من با تو خوشحال بودم و تو منو به خاطر چیزی که بودم دوسم داشتی
اما
هری بخشی از زن اصلی داستان بود نه همش، بخشی که همیشه پس میزد و سرموبش کرده بود به خاطر عذاب وجدان.
ولی مرد اصلی داستان اکثر بخش های اون رو دیده بود، زندکی کرده بود باهاش.
وقتی جو اون هو خودشو بخشید و تونست خودش باشه،
مرد اصلی داستان هم واقعیت ها و جای خالی هارو فهمید
خیلی راحت تر تونست اعتماد کنه بهش و حتی ببرتش پیش خانوادش و یا حتی به قول خودش ضعفش رو (چون همیشه کامل بود از تر بقیه)
هر سه شخصیت ها به واسطه جدایی و در کنار هم بودنشون چیزهایی رو یاد گرفتن که به نظر من زیبا بود.
درد داشت درست مثلا چهار سال جدایی برای درمان دو شخصیت اصلی ( ادمای درستی بودن برای هم که زمان اشتباهی کنار هم قرار گرفتن که همون جدایی به جفتشون نشون داد دارن چیو از دست میدن و باید درمان شن اگه میخوان همو که شدن و اینجوری دیگه زمان اشتباهی وجود نداشت)
شخصیت زن اصلی بخشیدن خودش، دوست داشتن خودشو و خوشحالی رو یاد گرفت
شخصیت مرد اصلی بروز دادن احساسات و نشون دادن ضعفشو یاد گرفت
و شخصیت مرد دوم یاد گرفت زندگی کردن رو دوست داشته باشه و زندگی کنه.
بعضی وقتا ما کنار هم قرار میگیریم که چیزیو یاد بگیریم و گاهی جدا هم میشیم برای همین موضوع چه با درد چه با خوشحالی.
در آخر ممنون به خاطر تیم خوبتون. سریال زیبایی بود که اشکم رو دراورد و یقینا هم معرفیش میکنم به دوستانم و هم چندین بار دیگه هم میبینم.
واقعا باید بگم سریال محشری بود.
خیلی ازش خوشم اومد و از تماشا کردنش لذت بردم.
نحوه شروع داستان روند و پیشروی داستان و پایان داستان همشون عالی بود و واقعا منطقی و درست و حسابی!
داستان زندگی تک تک شخصیت ها بخاطر بازی بی نظیر بازیگرا قابل لمس و درک بود.
میتونستم واقعا احساساتشونو بفهمم و درکشون کنم.
بازی همه بازیگرا عالی بود تک تک شون بهترین خودشونو انجام دادن دمشون گرم!
این سریالو بخاطر شین هه سان و لی جین ووک شروع کردم و واقعا خوشحالم که همچین شاهکاری رو از دست ندادم.
واقعا سریال اموزنده ای بود که نکات خیلی مهمی رو در قالب زندگی یک کاراکتر یا یک دیالوگ یا نحوه برخورد کاراکترها و حتی طرز فکرشون بیان میکرد.
به کسانی که دنبال یه سریالی هستن که بتونن ازش درس بگیرن و در زندگیشون استفاده بکنن حتما اینو پیشنهاد میکنم .
اگه ازدستش بدین پشیمون میشین!
البته اگه به دنبال سریالی فانتزی و بی نقص میگردید اینو نبینید چون ازش خوشتون نمیاد.
مهمترین و بزرگترین نکته ای که این سریال داشت این بود که:
( خودتونو دوست داشت باشین هر جوری که الان هستین هر جایگاهی دارین و با تمام عیب و نقص هاتون به خودتون عشق بورزید چون لایقشید.)
امیدوارم همه انسان ها خودشون دوست داشته باشن چون این جوری میتونن یه زندگی سالم داشته باشن .
” برخلاف امروزه متاسفانه…”
و در اخر….
خداحافظ جو اون هو و جو هه ری.
ارزوی خوشبختی در کنار خوشحالی رو براتون دارم چون لیاقتشو دارین ❤
به نظر من این سریال با بقیه سریالایی که تا حالا کره ساخته خیلی فرق می کنه… به هر حال چون داره یکی از مشکلات جامعه رو پوشش میده و به تصویر میکشه به دیدگاه باز نیاز داره… کسی که توی دنیای فانتزی خودشه نمی تونه عمق داستانو درک کنه پس بهتره وقتشو برای این سریال نزاره ولی اگه توانایی اینو دارین که خیلی منطقی به قضیه فکر کنین این سریال به شدت براتون پیشنهادیه
سریالش خیلی آبکی بود.فقط به خاطر عشقم شین هه سان نگاه کردم.ولی اصلا فکرشم نمیکردم فیلمنامه اش انقدر ضعیف باشه.مثل همیشه شین هه سان بسیار عالی نقشش رو بازی کرد ولی هنرپیشه ی مرد بسیار رو مخ بود.فیلمنامه نویس انگار فقط خواسته یه داستانی رو شروع کنه بعد خسته شده یه جوری خواسته ماست مالیش کنه.مگه میشه بیماری های روانی مثل چند شخصیتی به همین آسونی خوب بشه.همینطور خود به خود.اصلا خواهر دختره چی شد؟کلا سریال رو مخی بود.پیشنهاد میکنم اصلا نگاه نکنین.